گل پسرم امیرحسینگل پسرم امیرحسین، تا این لحظه 3 سال و 11 ماه و 9 روز سن دارد
ناز دخترم بهارناز دخترم بهار، تا این لحظه 1 سال و 11 ماه و 21 روز سن دارد

امیرحسین و نیلا یه دنیا عشق

دو کودک💗یه دنیا عشق💗

ممنونم از همه مهربونی هاتون

سلام دوستای خوبم یه مدتیه که من واسه ی پست گذاشتن دیگه وارد وبلاگ نمیشم چون اصلا فرصت نمیشه و همین پست گذاشتن ها هم بین وقتای استراحتم سعی میکنم باشه... امشب وقتی وارد وبلاگ شدم با کلی نظر تایید نشده مواجه شدم که نشونه ی پر از لطف و محبت شما عزیزانه و از یه طرف شرمنده شما دوستان که نظراتتون و دیر پاسخ دادم همین الانم چندتایی رو بیش تر نتونستم پاسخ بدم انشاالله سر فرصت(بعد کنکور دیگه انشاالله)به همه نظرات پاسخ داده میشه ... شوخی کردم،اگه بشه و مامان فریبا حوصله کنن مدیریت و می سپرم به ایشون که البته گمون نمیکنم... خاله اگه این پست و می بینید نخندین یکم شرایط درک کنین خب . . . . اینم نشونی از محبتای شما عزیزان ...
16 آبان 1396

دخملی عاشق کتاب

دخملی درسخون ما               اینا هم از مهارت هایی که دخترخاله چند وقته یاد گرفته ولی چون عکسی نداشتم واسه همین یه کوچولو دیرتر گذاشتم عکس های جلو یکم تار شدند ️                                 عکس آخر هم یه عکس خیلی خوشمزه از دخترخاله جووونم         ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️     ...
15 آبان 1396

2پسر و 2دختر

امروز صبح وقتی زندایی مریم ،آزین و ماهان جون و آوردن خونه خاله زهره قرار بود الهام ساعتای9 بیاد خونه ی شما(خونه خاله فریبا)که آزین و ماهان هم گفتن ما هم میایم و اینجوری شد که دیگه منم اومدم و چهار نفری رفتیم. اینم عکسای بچه های دایی جون قبل از رفتن عکس های اول آزین و ماهان جون سیبیلو ️       و ایناهم خانوم شیره و آقاشیره به سفارش ماهان جون که می گفت شیر من باید بزرگ تر باشه                 آقا و خانوم پلیس         خلاصه از ساعت های 9:10رفتیم خونه ی خاله فریبا ،وقتی که رفتیم نیلا...
11 آبان 1396

پسردایی و دختردایی مهربون🌸

سلام امیرحسین و نیلا جون امروز زندایی جان مریم عکس های آزین و ماهان جون و برام فرستادن با خودم فکر کردم و دیدم این عکس ها رو بهتره توی وبلاگ بزارم تا وقتی بزرگ شدین یادآوری روزهای خوب کودکیتون بشه مخصوصا شما امیرحسین جون که آزین و ماهان و خیلی دوست داری ایشون هم سیده آزین نازنینم ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ وقتی از ماهان می پرسی اسمت چیه؟میگه آقا،حالا ایشون هم آقا کوچولو سیدماهان جون ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ دوستون داری...
7 آبان 1396

گوهر نایاب تولدت مبارک❤️❤️❤️

سلام به 👦 پسرخاله یکی یدونه خودم و 👧 دخترخاله خوشملم/ چند 🌙⭐ شب پیش که با مامان فریبا اومدین خونه مامانی و آقاجان ،مامان گفتن فرداشب 🎂 تولد مامانیه و فردا یه کیک بگیریم و یه سالاد الویه هم درست کنیم و شبش بریم 🏠 خونه مامانی آقاجان/ اینم نیلا جون شب قبل از 🎂 تولدمامانی   هر کسی این عکس ها رو میدید می گفت نیلا مثل این عروسکا شده 🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁   اینم یه عکس دو نفره که اینجا تک نفره شده     معرفی می کنم ایشون هم دخمل خاله شادی ،که شب بعد با مامانی و زهراجونی(خواهر شادی)اومده بودن 🎻🎻🎻🎻🎻🎻🎻🎻🎻🎻🎻🎻   خرگوش کوچولو  ...
2 آبان 1396

سیما بای بااااااااااای😂

سلام به پسرخاله خوشگلم امیرحسین جون در واقع این پست رو برای خودم می نویسم که فراموش نکنم دیشب بعد از اینکه با مامان فریبا و نیلا گلی اومدین خونمون مامان با خاله زهره تصمیم گرفتن برن بازار،وقتی که بابای شما اومدن دنبالتون تا برسوننتون بازار شما بدو رفتی در و باز کردی و کفشات و پوشیدی منم که روی مبل نشسته بودم و داشتم درس می خوندم(آماده سازی برای کنکور )،یهو شما برگشتی و با حالتی که منو دل بسوزم کنی گفتی*سیما بای بااااااااااااای*مامان فریبا که اینقدر از کار شما خندشون گرفته بود تا پنج دقیقه فقط می خندیدن ،منم به مامان فریبا و شما می گفتم (اشکالی نداره یه زمانی هم میرسه که امیرحسین آقا بخواد کنکور بده و اون موقع نوبت منه که بهش بگم امیرحسی...
18 مهر 1396