امیرحسین و نیلا یه دنیا عشق

1

امیرحسین و ماهان3ونیم ساله

بازی امیرحسین با پسردایی ماهان شب پنج شنبه خونه مامانی و آقاجان و اینم ماشیناشون😊😊😉🚘🚍 و سر آخر عکس آنیتا جون،خواهری آزین و ماهان جون 💗😘😘😘😘😘 ماشاالله به دختردایی خنده روی خودم خدایا بابت همه چیز شکرت💗💗🌹🌹 ...
8 تير 1397

مروری بر خاطرات چند روز گذشته😊😉

مهندس امیرحسین خان اداره بابایی خدایا یعنی میشه منم مهندس برق بشم ناهار خورون شهربازی شکرستان آب بازی پیتزا خورون حرم امام رئوف و کبوترای حرم شهربازی مشهد تا پست بعدی خدانگهدار ✋✋✋✋ ...
5 تير 1397

یه مهمون کوچولوی دوست داشتنی💗

دخترخاله قشنگم که امشب مهمون خونه خاله جونش شده بود💗💗💗 وقتی امیرحسین کوچیک بود اون و می بردیم روی تخت و کلید و بالا و پایین می کرد و یکی هم چراغ اصلی رو همزمان خاموش و روشن می کرد و امیرحسینم که فکر می کرد اون داره چراغ و روشن و خاموش می کنه ذوغش می کرد امشب اومدیم همین کار و با نیلا کردیم که اتفاقا اونم خخخخیییللی خوشش اومد و مدام اصرار داشت که این کار و بکنه😂😂😊😉 💗💗💗 🎀🎀🎀 عکس هایی که یکم تاریکه مال وقتیه که نیلا چراغ و خاموش می کرد و مجبور بودیم واسه ی عکس گرفتن از چراغ قوه موبایل استفاده کنیم 🌹🌹🌹 دوست داریم دخمل خالههههه 😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘 💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗 ...
4 تير 1397
1