گل پسرم امیرحسینگل پسرم امیرحسین، تا این لحظه 3 سال و 9 ماه و 29 روز سن دارد
ناز دخترم بهارناز دخترم بهار، تا این لحظه 1 سال و 10 ماه و 11 روز سن دارد

امیرحسین و نیلا یه دنیا عشق

دو کودک💗یه دنیا عشق💗

مسافرت تابستونی

تابستون که گذشت تصمیم گرفتیم بریم مسافرت،اولش گفتن بریم شمال ولی بعداً تصمیم بر این شد که یکی از شهر های استان خودمون و بریم... این طور شد که رفتیم کلات نادر. ظهر فکر کنم ساعتای 2، 3 بود که راه افتادیم به سمت مشهد که از اونجا بریم کلات نادر. از مشهد که به سمت کلات نادر می رفتیم دیگه هوا تاریک شده و بود و جاده هم اولش خیلی پیچ و خم داشت و همچنین آسمون پرستاره و زیبایی هم بالای سرش. اینم نیلا و امیرحسین در مسیر رفتن به کلات نادر امیرحسین عاشق برق و لامپ روز بعد اولین مکان دیدنی که رفتیم اینجا بود... موزه ی زیبایی بود و من از تمامش...
26 آبان 1396

من می خوام برم دانشگاه

چند دقیقه پیش که امیرحسین این جا بود الهام داشت آماده میشد تا بره دانشگاه ،امیرحسین هم مدام میومد پیش من و می گفت دارم میرم دانشگاه درس بخونم منم می گفتم خب خوبه تو برو دانشگاه درس بخون من میرم مهد کودک بعد عکس های مهد کودکش و آوردم و بهش می گفتم وای چه قدر مهد کودک کیف میده با ماهان و آزین و... کم کم نظرش برگشت و گفت نخیرم خودم می خوام برم مهد کودک منم می گفتم نه شما باید بری دانشگاه و من برم مهد کودک و این داستان همچنان ادامه داشت ...           ...
17 آبان 1396

2پسر و 2دختر

امروز صبح وقتی زندایی مریم ،آزین و ماهان جون و آوردن خونه خاله زهره قرار بود الهام ساعتای9 بیاد خونه ی شما(خونه خاله فریبا)که آزین و ماهان هم گفتن ما هم میایم و اینجوری شد که دیگه منم اومدم و چهار نفری رفتیم. اینم عکسای بچه های دایی جون قبل از رفتن عکس های اول آزین و ماهان جون سیبیلو ️       و ایناهم خانوم شیره و آقاشیره به سفارش ماهان جون که می گفت شیر من باید بزرگ تر باشه                 آقا و خانوم پلیس         خلاصه از ساعت های 9:10رفتیم خونه ی خاله فریبا ،وقتی که رفتیم نیلا...
11 آبان 1396

یه دنیا عشقـــــــــــــــــــــــ

پشت حرف های یک برادر … پشت نوازش ها … سرزنش ها … پشت تمام نگاه های معنی دارش … پشت سکوتش … پشت لبخند های پراز رازش … عشقی است پنهان تر از تمام محبت های  دنیا خواهر یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه خواهر یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمیشـه خواهر یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می گیره یه دل دیگه هم دلتنگ غمت میشه خواهر یعنی وقت اضافه ؛ یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه خواهر یعنی تنهایی هام رو می سپرم دست تو چون شک ندارم می فهمیش خواهر یعنی یه راه دو طرفه٬ ی...
25 شهريور 1396

عروسی/سفر به مشهدالرضا/تفریح

سلام/پنج شنبه هفته ی پیش به مناسبت عروسی پسر دایی مامان فریبا هممون خانوادگی به اتفاق خانواده ی دایی مهدی و خاله زهره و شما ساعتای 2و3 راهی مشهد شدیم تا ساعتای 6و7برسیم مشهد الرضا آخه مراسم هم از ساعت های 6شروع می شد تا ساعت های 12(جای همه ی دوستان خالی)/ خلاصه حدود ساعت های 6رسیدیم و یه راست رفتیم خونه تا لباس بپوشیم و بریم تالار... اینم نیلا جون که از همه زودتر آماده رفتن شده و بعد از اینکه همه آماده شدن ساعت های 8راه افتادیم به سمت شاندیز آخه مراسم هم شاندیز در مجموعه تالار های الماس برگزار می شد ایشون هم امیرحسین و نیلا جون توی تالار آزین و امیرحسین و من یه عالمه دیگه عکس توی تالار گرف...
22 شهريور 1396