دو تا سه سالگی امیرحسین جونم

وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ﴿۵۱﴾ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ ﴿۵۲﴾
و همانا نزدیک است کافران هنگامی که قرآن را می‌شنوند، با [نگاه‌ها و] چشم‌هایشان تو را به زمین بزنند و می‌گویند: او مجنون است؛ حال آن‌که قرآن [یا پیامبر]جز اندرزی برای جهانیان نیست.
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

من و خواهرم

 




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 22 مهر 1396 | 13:54 | نویسنده : سیما |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






[ موضوع : از یک ماهگی تا یک سالگی نیلا کوچولو,دو تا سه سالگی امیرحسین جونم]
تاريخ : سه شنبه 2 آبان 1396 | 15:22 | نویسنده : سیما |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

سلام دوستای خوبم لطفا درخواست رمز نکنید که شرمندتون نشیم. متشکرم عزیزان🎁





[ موضوع : دو تا سه سالگی امیرحسین جونم]
تاريخ : چهارشنبه 29 شهريور 1396 | 15:40 | نویسنده : سیما |

خواهرو برادر

پشت حرف های یک برادر …
پشت نوازش ها …
سرزنش ها …
پشت تمام نگاه های معنی دارش …
پشت سکوتش …
پشت لبخند های پراز رازش …
عشقی است پنهان تر از تمام محبت های  دنیا

خواهر و برادر

خواهر یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه

خواهر یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء

تعبیری نمیشـه خواهر یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می گیره

یه دل دیگه هم دلتنگ غمت میشه خواهر یعنی وقت اضافه ؛ یعنی تو همیشه عزیزی حتی

توی وقت اضافه خواهر یعنی تنهایی هام رو می سپرم دست تو چون شک ندارم می فهمیش

خواهر یعنی یه راه دو طرفه٬ یه قدم من یه قدم تو ؛

اما بدون شمارش خواهر يعني تو.

عشق

خواهر یعنی یه تکیه گاه همیشگی…

خواهر یعنی کسی که همیشه پشتته حتی اگر اشتباه کرده باشی…

خواهر یعنی اشکاتو غریبه پاک نمی کنه…

خواهر یعنی…

اصلا چرا این همه حاشیــه میــرم؟؟

ازنظر من خواهر یعنی یـه کلـمه…

 نفــس

هر وقت تونستی بدون نفــس کشیــدن زندگــی کنـی،

میــتونـی بــدون خواهـــرم زندگــی کنــی!

ل

 




[ موضوع : از یک ماهگی تا یک سالگی نیلا کوچولو,دو تا سه سالگی امیرحسین جونم]
تاريخ : شنبه 25 شهريور 1396 | 11:27 | نویسنده : سیما |

سلام/پنج شنبه هفته ی پیش به مناسبت عروسی پسر دایی مامان فریبا هممون خانوادگی به اتفاق خانواده ی دایی مهدی و خاله زهره و شما ساعتای 2و3 راهی مشهد شدیم تا ساعتای 6و7برسیم مشهد الرضا آخه مراسم هم از ساعت های 6شروع می شد تا ساعت های 12(جای همه ی دوستان خالی)/
خلاصه حدود ساعت های 6رسیدیم و یه راست رفتیم خونه تا لباس بپوشیم و بریم تالار...
اینم نیلا جون که از همه زودتر آماده رفتن شده


و بعد از اینکه همه آماده شدن ساعت های 8راه افتادیم به سمت شاندیز آخه مراسم هم شاندیز در مجموعه تالار های الماس برگزار می شد
ایشون هم امیرحسین و نیلا جون توی تالار

آزین و امیرحسین و من

یه عالمه دیگه عکس توی تالار گرفتیم که انشاالله به زودی توی پست های رمزدار خانوادگی می زارمشون
 


صبح روز بعد هم همگی رفتیم حرم مطهر امام رضا که زیارتی بکنیم و برگردیم که بعد از حرم تصمیم بر این شد که یه تفریح بکنیم و ناهاری توی شاندیز بخوریم بعد راه بیفتیم.
واسه همین برای ناهار رفتیم رستوران پرستو ،که بچه ها هم همین که چشمشون به آب افتاد اول فقط سنگ ریزه و برگ می انداختن ولی یواش یواش دیگه خودشون و انداختن تو آب

 
 

ایشون هم نیلا گلی در حال دیدن مناظر
 
 


اینم ناهار(جای همگی خالی)


عکس های پایانی هم تصاویری زیبا از رستوران شاندیز

 

 




[ موضوع : از یک ماهگی تا یک سالگی نیلا کوچولو,دو تا سه سالگی امیرحسین جونم]
تاريخ : چهارشنبه 22 شهريور 1396 | 12:35 | نویسنده : سیما |

امیرحسین و ماهان با هم مشغول بازی کردن بودن و سنگ ها رو روی هم قرار می دادن که ماهان میره و یه سنگ رو میذاره روی سنگ های دیگه و وقتی امیرحسین داره میره که اونم یه سنگ دیگه رو بزاره همون موقع ماهان برمی گرده و امیرحسین برخورد می کنه با ماهان که...

که اون موقع ماهان بر می گرده و رو به امیرحسین میگه اوووووووووووو...

 
 



[ موضوع : دو تا سه سالگی امیرحسین جونم]
تاريخ : 29 مرداد 1396 | 15:37 | نویسنده : سیما |

پسردایی های عزیز
 

 

 

 


 

زنده باشین
 




[ موضوع : دو تا سه سالگی امیرحسین جونم]
تاريخ : پنجشنبه 26 مرداد 1396 | 12:56 | نویسنده : سیما |
تاريخ : چهارشنبه 25 مرداد 1396 | 15:33 | نویسنده : سیما |

عاشقتونیم

فندق کوچولوهای خاله

خواهر و برادر مهربون و دوست داشتنی

 
 
 

 


   فرشتهــ هایــــــــــآسمانیــــــــ  

 

 




[ موضوع : از یک ماهگی تا یک سالگی نیلا کوچولو,دو تا سه سالگی امیرحسین جونم]
تاريخ : شنبه 21 مرداد 1396 | 15:57 | نویسنده : سیما |

خب ببینیم کی بهمون پیام داده...


نیلا:خوشگل وایستا مامان داره اَزمون عکس می گیره.
امیرحسین:خب مگه شما میزاری من خوشگل وایستم
 

 


 




[ موضوع : از یک ماهگی تا یک سالگی نیلا کوچولو,دو تا سه سالگی امیرحسین جونم]
تاريخ : شنبه 21 مرداد 1396 | 15:48 | نویسنده : سیما |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد