امیرحسین و نیلا

خاطرات عاشقیه کودکی امیرحسین و نیلا جون

شیر خوارگان حسینی

فکر کنم محرم دو سال پیش بود که امیرحسین جون با مامان جونش برای مراسم شیرخوارگان به تکیه رفتن و امسال هم که با نیلا جون راهی تکیه شدن که انشاالله به زودی مامانی عکساشون و می زارن/ اینم عکس های مامانی و امیرحسین و همچنین زندایی مریم و کوچولوهاشون زهرا جون و ماهان جون آزین جون اخمالو اینم بعد از مراسم و خواب های پسردایی ماهان   ...
5 مهر 1396

مروری به خاطرات یه پسر مهربون و دوست داشتنی❤️

سلام پسرخاله جونم روزی که خواهر جونی به دنیا اومده بود،صبحش که دیگه مامانی داشتن از بیمارستان مرخص می شدن با خاله زهره و عموحمید و الهام رفتیم ویلاژ توریست،اونجا واسه شما از این ماشین ها گرفتیم تا اذیت نشی،اولش خوب بود چند دقیقه ای اون تو بودی بعد از اون پیاده شدی و خودت هُلش می دادی 😀😀😀 اینم سندش 😍😍😍 وای خدا 😍😍😍     اینم یه عکس خیلی بامزه از سفر به مشهد الرضا با مامان و بابا و خاله زهره.     مروری به خاطرات امیرحسین،مرد کوچک     فدای پسمل خاله دخترونم       &...
14 تير 1396

پسر مهربون مامان

آریا جان ,پسرعمه ماهان وآزین جون هم امیرحسین رو بغل کرده* این عکس هم به قول مامان یه باباجان گرفتار   آقاجان و ماهان و امیرحسین جون*این عکس ها رو وقتی دایجان مهدی(بابای ماهان جون) رفته بودن مکه ،خونه ی خاله اعظم گرفتیم،اون شب خاله اعظم همه رو به شام دعوت کرده بودن اینم یه عکس هنری وقتی مامان فریبا داشتن عکس می گرفتن.     امیرحسین و پسردایی ماهان   خنده های شیرین مادر و پسری   خدایا ممنونیم بابت همه مهربونی هات☘ امیرحسین جون این پست رو توی سال ۹۶ نوشتم ولی چون می خواستم پست ها بر اساس سن شمار شما باشه مجبور ش...
11 آذر 1394

قنداق و یه خواب راحت برای نی نی امیرحسین

سلام پسرخاله شیرین زبونم این عکسات و وقتی خیلی کوچولو بودی موقع خواب ازت گرفتم که همون موقع هم مامانی(مامانِ مامان) به مامان می گفتن وقتی می خوای امیرحسین و بخوابونی قنداقش کن که نتونه خیلی دست و پاش و تکون بده و راحت بخوابه،آخه اون موقع وقتی خاله پاهات و گرفتن خیلی راحت گرفتی خوابیدی 💗💗💗   پسرخاله لپوی من     ...
2 مرداد 1394
1