امیرحسین و نیلا

وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ﴿۵۱﴾ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ ﴿۵۲﴾
و همانا نزدیک است کافران هنگامی که قرآن را می‌شنوند، با [نگاه‌ها و] چشم‌هایشان تو را به زمین بزنند و می‌گویند: او مجنون است؛ حال آن‌که قرآن [یا پیامبر]جز اندرزی برای جهانیان نیست.
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

من و خواهرم

 




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 22 مهر 1396 | 13:54 | نویسنده : سیما |












[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 11 آبان 1396 | 16:42 | نویسنده : سیما |
امروز صبح وقتی زندایی مریم ،آزین و ماهان جون و آوردن خونه خاله زهره قرار بود الهام ساعتای9 بیاد خونه ی شما(خونه خاله فریبا)که آزین و ماهان هم گفتن ما هم میایم و اینجوری شد که دیگه منم اومدم و چهار نفری رفتیم.
اینم عکسای بچه های دایی جون قبل از رفتن
عکس های اول آزین و ماهان جون سیبیلو




و ایناهم خانوم شیره و آقاشیره به سفارش ماهان جون که می گفت شیر من باید بزرگ تر باشه




آقا و خانوم پلیس


خلاصه از ساعت های 9:10رفتیم خونه ی خاله فریبا ،وقتی که رفتیم نیلا تازه از خواب بیدار شده بود و ماهان جون هم که خیلی نیلا رو دوست داشت...
خودتون ادامه مطلب و ببینید






مامان فرییا می گفتن مثل این مادر بزرگا هستش که دو طرف صورتت و میگیرن تا بوست کنن الانم ماهان همین کار و کرده


بعد از اون ماهان میومد پیش امیرحسین و می گفت اتاقت طبقه بالایه بیا بریم توی اتاقت و باهم دیگه و با آزین جون رفتن طبقه اتاق امیرحسین




اینم امیرحسین کوچولو


دیگه مردی شده واسه خودش
اینم سندی معتبر




ایشونم خانوم فرشته کوچولو هستن که امروز هم متاسفانه یه کوچولو به خاطر اینکه داره دندوناش در میاد تب داشت.
انشاالله که زودی خوب بشی نیلاگلی




خدایا ممنونم بابت تمام نگاهات
2پسر و 2دختر


[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 11 آبان 1396 | 15:37 | نویسنده : سیما |
سلام امیرحسین و نیلا جون امروز زندایی جان مریم عکس های آزین و ماهان جون و برام فرستادن با خودم فکر کردم و دیدم این عکس ها رو بهتره توی وبلاگ بزارم تا وقتی بزرگ شدین یادآوری روزهای خوب کودکیتون بشه مخصوصا شما امیرحسین جون که آزین و ماهان و خیلی دوست داری
ایشون هم سیده آزین نازنینم


















وقتی از ماهان می پرسی اسمت چیه؟میگه آقا،حالا ایشون هم آقا کوچولو سیدماهان جون







دوستون داریم


[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 7 آبان 1396 | 22:05 | نویسنده : سیما |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






[ موضوع : از یک ماهگی تا یک سالگی نیلا کوچولو,دو تا سه سالگی امیرحسین جونم]
تاريخ : سه شنبه 2 آبان 1396 | 15:22 | نویسنده : سیما |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

عکس های خوانوادگی شب تولد مامانی...





[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 2 آبان 1396 | 15:00 | نویسنده : سیما |

سلام به 👦 پسرخاله یکی یدونه خودم و 👧 دخترخاله خوشملم/
چند 🌙⭐ شب پیش که با مامان فریبا اومدین خونه مامانی و آقاجان ،مامان گفتن فرداشب 🎂 تولد مامانیه و فردا یه کیک بگیریم و یه سالاد الویه هم درست کنیم و شبش بریم 🏠 خونه مامانی آقاجان/
اینم نیلا جون شب قبل از 🎂 تولدمامانی
 


هر کسی این عکس ها رو میدید می گفت نیلا مثل این عروسکا شده

🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁

 


اینم یه عکس دو نفره که اینجا تک نفره شده

 

 


معرفی می کنم ایشون هم دخمل خاله شادی ،که شب بعد با مامانی و زهراجونی(خواهر شادی)اومده بودن

🎻🎻🎻🎻🎻🎻🎻🎻🎻🎻🎻🎻

 


خرگوش کوچولو

 


و اما به قول آزین جون اینم یه چیز خوشمزه

قسمت خوشمزه هر تولدی*به به جای همگی خالی

 

 


تقدیم به کسی که شکفتن هیچ گلی زیباتر از لبخند او نیست
جشن میلادت بهترین بهانه برای فکر کردن به تو و به یاد آوردن خوبی هایت است
سالروز تولدت مبارک
مادر عزیز تولدتون گل  بارون🌸🌸🌸🌸🌸🌸
زندگی اتفاقات زیبای زیادی داره...
تا می تونیم اون لحظات و قدر بدونیم

 

🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀

 

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 2 آبان 1396 | 14:29 | نویسنده : سیما |
سلام به پسرخاله خوشگلم
امیرحسین جون در واقع این پست رو برای خودم می نویسم که فراموش نکنم
دیشب بعد از اینکه با مامان فریبا و نیلا گلی اومدین خونمون مامان با خاله زهره تصمیم گرفتن برن بازار،وقتی که بابای شما اومدن دنبالتون تا برسوننتون بازار شما بدو رفتی در و باز کردی و کفشات و پوشیدی منم که روی مبل نشسته بودم و داشتم درس می خوندم(آماده سازی برای کنکور)،یهو شما برگشتی و با حالتی که منو دل بسوزم کنی گفتی*سیما بای بااااااااااااای*مامان فریبا که اینقدر از کار شما خندشون گرفته بود تا پنج دقیقه فقط می خندیدن،منم به مامان فریبا و شما می گفتم (اشکالی نداره یه زمانی هم میرسه که امیرحسین آقا بخواد کنکور بده و اون موقع نوبت منه که بهش بگم امیرحسین جووووون بای بااااااااااااااای

اینم مرد کوچولو که قراره بالاخره یه روزی کنکور بده و منم اون سال و فقط تلافی کنم




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 18 مهر 1396 | 13:24 | نویسنده : سیما |

 
دخمل خاله هاي لپوی من
 
شادی جون از جهت های مختلف
 
زی زی گلوو بغل دخمل خاله خوشملش سیما جون
 
عزیز دلم (دختر خاله نازنینم)


عااااااااااشقتونم⭐⭐⭐⭐⭐




[ موضوع : از یک ماهگی تا یک سالگی نیلا کوچولو]
تاريخ : 16 مهر 1396 | 13:55 | نویسنده : سیما |

سلام به دخمل خاله يکی یدونه خودم

که تازگیا 8 ماهه شده @NIL

🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉

🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈

🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁

دخترخاله جونم 8 ماهگیت گل بارون

نیلا جووووووووونم🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆

خوشگل ترین دخملی دنیاااا🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈

گل دخمل

فرشته کوچولو خیلی خیلی دوست داریم ناز دونه😘😍




[ موضوع : از یک ماهگی تا یک سالگی نیلا کوچولو]
تاريخ : 16 مهر 1396 | 13:18 | نویسنده : سیما |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 19 صفحه بعد