داستان هایی دارن این دو تا باهم😄

وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ﴿۵۱﴾ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ ﴿۵۲﴾
و همانا نزدیک است کافران هنگامی که قرآن را می‌شنوند، با [نگاه‌ها و] چشم‌هایشان تو را به زمین بزنند و می‌گویند: او مجنون است؛ حال آن‌که قرآن [یا پیامبر]جز اندرزی برای جهانیان نیست.
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

من و خواهرم

 




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 22 مهر 1396 | 13:54 | نویسنده : سیما |

امیرحسین و ماهان با هم مشغول بازی کردن بودن و سنگ ها رو روی هم قرار می دادن که ماهان میره و یه سنگ رو میذاره روی سنگ های دیگه و وقتی امیرحسین داره میره که اونم یه سنگ دیگه رو بزاره همون موقع ماهان برمی گرده و امیرحسین برخورد می کنه با ماهان که...

که اون موقع ماهان بر می گرده و رو به امیرحسین میگه اوووووووووووو...

 
 



[ موضوع : دو تا سه سالگی امیرحسین جونم]
تاريخ : 29 مرداد 1396 | 15:37 | نویسنده : سیما |